مؤلف مجهول ( مترجم : شيرين بيانى )

87

تاريخ سرى مغولان ( يوان چائوپى شه ) ( فارسى )

قانونى خود دست بلند كرده‌ايد ، آمده‌ايد » . چون ما كه به روى رئيس قانونى خود دست بلند كرده‌ايم ، برسيم ؛ چگونه خواهيم توانست خدمتگزارانى قابل اعتماد باشيم ؟ در آنجا ديگر چگونه با ما پيوند دوستى خواهند بست ؟ چنگيز خان مىگويد : « خدمتگزارانى كه بدون دوست مانده‌اند ، خدمتگزارانى كه به روى رئيس قانونى دست بلند كرده‌اند ، بايد سر [ از تنشان ] جدا كرد » . شايد سر [ از تنمان ] جدا كنند . برعكس اگر بگذاريم ترقوتاى از اينجا برود [ و او را ] بازپس فرستيم و تنها خودمان برويم و بگوييم : « ما آمده‌ايم تا قواى خويش را در اختيار چنگيز خان بگذاريم ، مىگوييم « چون ترقوتاى را گرفته بوديم و پيش مىرفتيم ، نتوانستيم موجب هلاك خان ، رئيس قانونى خود شويم . نگاه خويش را به سوى وى گردانيديم و به خود گفتيم : ما به هيچ‌وجه نمىتوانيم او را بكشيم و وى را رها كرديم تا برود و بازش گردانديم . ما آمده‌ايم تا قواى خود را صادقانه واگذار كنيم » . پدران و پسران سخنان ناياع را تأييد كردند . ترقوتاى كيريلتوق را رها ساختند [ و ] به قوتوقول نواو بازش گردانيدند . چون بدين ترتيب شير گواتو آبوگان با پسرانش الاق و ناياع آمدند ، چگونگى آمدن خود را شرح دادند . شير گواتو آبوگان به چنگيز خان گفت : « ما ترقوتاى كيريلتوق را گرفته بوديم و پيش مىرفتيم ، ولى با خود گفتيم : ما چگونه مىتوانيم به روى او نگاه كنيم و [ چگونه مىتوانيم ] خان رئيس قانونى خود را بكشيم ؟ و چون قادر به هلاك او نشديم ، رهايش ساختيم تا بازگردد . آمديم و با خود گفتيم : ما قواى خود را در اختيار چنگيز خان خواهيم گذاشت » . چنگيز خان در جواب گفت : « اگر شما به روى ترقوتاى ، خان خود ، دست بلند كرده بوديد و آمده بوديد ، سر [ از تن ] شما خدمتگزارانى كه دست به روى خان ، رئيس قانونى خود دراز كرده بوديد و از اولادتان ، جدا مىكردم . خوب فكرى كرديد كه موجب هلاك خان ، رئيس قانونى خود نشديد » . اين را گفت و ناياع را مورد مرحمت قرار داد . 150 - پس از آن ، هنگامىكه چنگيز خان در تارسوت « 1 » بود ، جاقا گامبوى كارائيت براى بستن پيوند دوستى به نزد وى آمد . هنگام آمدن وى ، چون ماركيت‌ها براى جنگ آمده بودند ، چنگيز خان ، جاقا گامبو و سايرين به نبرد پرداختند و آنان را عقب راندند . آنگاه تومان‌هاى توباگان و اولون دونگقائيت‌ها ، كه از قوم كارائيت [ و ] پراكنده بودند نيز

--> ( 1 ) - بهتر است گفته شود : به نزد تارسوت‌ها .